ضرورت حمایت از حضور زنان در عرصه‌های اجتماعی
محبوبه محمدی، مدیر روابط عمومی ستاد هماهنگی شورایاری‌ها
مدیریت شهری و مشارکت مسئولانه
پیروز حناچی- شهردار تهران
مساله انتخابات شورایاری‌ها و عدم مشارکت مردم
محمود میر لوحی- نماینده شورای اسلامی شهر تهران در ستاد هماهنگی شورایاری ها
قصه من و تهران
سینا رحیم پور- سردبیر ماهنامامه شورایاران
مراد ثقفی در گفت‌و‌گو با ماهنامه شورایارن:
برای تشکیل نهاد شورای محلات باید قانون‌گذاری کرد
به دغدغه های مردم توجه کنیم،در انتخابات شورایاری حاضر خواهند شد
تاریخ انتشار:
دوشنبه ۱۷ تير ۱۳۹۸ ساعت ۱۵:۰۰
Share/Save/Bookmark
۰
برای تشکیل نهاد شورای محلات باید قانون‌گذاری کرد
برای بالا بردن سطح مشارکت مردم در هر انتخاباتی باید به دغدغه‌های مردم رسیدگی کرد. مردم باید احساس کنند که مشارکت در انتخابات باعث رسیدگی به مشکلات و خواست آن‌ها می‌شود. این مسئله در حوزه‌های بزرگ مانند انتخابات ملی و استانی و حتی در حوزه‌های کوچک قابل ‌مشاهده است.
احسان اسقایی
تشکیل نهاد شوراها به‌رغم تاکید قانون اساسی در دوران اصلاحات با موانع جدی روبرو شد. با این وجود شوراهای شهر و روستا تشکیل گردید اما هیچ گاه به متن قانون اساسی توجه نشد که شورا باید از دل محلات تشکیل شود. بعدها به منظور پوشش، فقدان وجود شوای محلات، شورایاری‌ها را جایگزین کردند و امروز این نهاد با در نظر گرفتن افرادی که در آن حضور دارند، به شکل مناسبی اداره نمی‌شود. در این ‌ارتباط با مراد ثقفی روزنامه‌نگار و پژوهشگر سیاسی و مدنی که ردباره این نهاد مردمی نیز مطالعه و تحقیق داشته به گفت‌وگو پرداختیم که در ادامه می‌خوانید.

 به چه علت شورایاری‌ها به‌عنوان یک نهادی محلی نمی‌توانند دغدغه مردم را مورد پیگرد قرار دهند؟
برای بالا بردن سطح مشارکت مردم در هر انتخاباتی باید به دغدغه‌های مردم رسیدگی کرد. مردم باید احساس کنند که مشارکت در انتخابات باعث رسیدگی به مشکلات و خواست آن‌ها می‌شود. این مسئله در حوزه‌های بزرگ مانند انتخابات ملی و استانی و حتی در حوزه‌های کوچک قابل ‌مشاهده است. حتی در گردهمایی‌های خانوادگی اینگونه است. اگرگوش شنوایی در رفت و آمدهای خانوادگی پیدا نکیم، رفته رفته به میهمانی نخواهیم رفت. این قانون کلی برای انواع مختلف مشارکت سیاسی صادق است. از نظر حقوقی عدم تمایل مردم به شرکت در سطوح مختلف انتخابات شورایاری باید مورد بررسی قرار گیرد. مردم در انتخاباتی شرکت می‌کنند که در نتیجه حضورشان حرکت حقوقی مثبتی انجام شود. برای نمونه نمایندگان مجلس را انتخاب می‌کنیم و از آنها انتظار داریم که مالیات‌ها را کاهش دهند. از این رو باید اقتدار حقوقی شورایاری را بررسی کرد. از نظر من نکته مهم در عدم تمایل مردم به شرکت در انتخابات شورایاری ها از آن جاست که شورایاری‌ها فاقد اقتدار حقوقی هستند. تصمیمات شورایاری در محلات مؤثر نیست و این شوراها نمی‌توانند حیات محله را دچار تغییر اساسی کنند.

حال که اختیارات شورایاری‌ها تا این حد کم است ، چه باید کرد؟ آیا نهاد بالادستی باید دست به اقدامی بزند تا حضور مردم در این انتخابات بیشتر گردد؟
 زمانی که قوانین ناظر بر شوراها را مورد مطالعه قرار می‌دهیم، به دو مساله خواهیم رسید که بر آن اساسا مشخص می شود که محلات نقطه واگذاری یک سری اختیارات از دولت به شهرداری است. اگر تاریخ را مطالعه کنیم خواهیم دید «انجمن بلدیه» در تهران  بر اساس تصمیمات محله‌ای انتخاب می‌شدند. در شهر تهران 4 یا 5 محله وجود داشت که هرکدام از این محلات نمایندگان خود را به شورای شهر می‌فرستادند. قانون‌گذار در آغاز کار واحدی به نام محله را تعریف کرده است و برای این تعریف اهمیت لازم را قائل شده است. این مورد نباید فراموش شود. دومین نکته‌ای که باید به آن توجه کرد، مسیر تحول شوراهاست. زمانی که به سیر تحول بر قانون‌گذاری در تقسیم مسئولیت بین نهادهای بالادستی و پایین‌دستی نگاه می‌کنیم، متوجه خواهیم شد که در ابتدا ایالات و ولایات، بعد استان‌ها، بعد شهرستان‌ها، بعد شهرها هستند که محوریت هماهنگی بین نهادهای مختلف را به وجود می‌آورند. با در نظر گرفتن بالا و پایین نهای مختلف ازجمله انقلاب اسلامی و سایر اتفاقات دیگر ، این مورد به اثبات رسیده است که اگر بخواهیم تقسیم‌کار دقیقی بین نهادهای بالادستی و پایین‌دستی داشته باشیم، باید هرچه بیشتر به تقویت نهادهای پایین‌دستی بپردازیم. درنتیجه با در نظر گرفتن نقطه تأسیس و تجربه تاریخی در این مورد، به این نتیجه می‌رسیم که حوزه جغرافیایی نهادهای تصمیم گیر باید کوچک باشد. این دو تجربه را باید جدی انگاشت و تلاش کرد که انتخابات شورای محلات جزئی از قانون شود. در این صورت اختیارات شوراها در سطح محلات افزایش و مردم نیز تمایل بیشتری به حضور در انتخابات در درون محلات خواهند کرد.

نهاد شورایاری بر اساس قانون، قدرت نظارت بر عملکرد شهرداری‌ها و یا مشاوره به اعضای شورای شهر به‌منظور بهبود وضعیت محله‌ها را دارد؟
در حال حاضر چنین اختیاراتی برای شورایاری‌ها قابل‌تصور نیست. اموال شورایاری‌ها جزء مایملک املاک شهرداری است.بر اساس قواعد فعلی، زمانی که شورایار انتخاب می‌شود در اولین اقدام قراردادی با شهرداری منعقد می‌کند و بر اساس آن اموال شورایاری را تحویل گرفته و بر این اساس اقداماتی را انجام می‌دهد.. همچنین چون شورایاری فاقد وجه قانونی است، بعد از سال 88 ترکیب شورایاری را هم‌تغییر دادند.

چه تغییری در ترکیب و آرایش شورایاری ها ایجادشده است؟
بر اساس مداخله‌ای که در این ارتباط صورت گرفت، ترکیب خاصی می‌توانند در شورایاری‌ها حاضر شود. قانون را مورد بررسی قرار دهید متوجه خواهید شد که شورایاری‌ها پیمان‌کار شهرداری هستند. زمانی که با مکانیزمی اعضای شورایاری ها را انتخاب می‌کنند، چه دلیلی دارد که مردم در این انتخابات مشارکت کنند و سطح مشارکت در این انتخابات را افزایش دهد. طی سازو کاری سهمیه هر نهادی را مشخص می‌کنند درنتیجه شورایاری‌ها عملا نماینده منتخب مردم نیستند و نسبت به شهرداری وظایفی دارند. به همین جهت در اکثر شورایاری‌ها گروه خاصی ازجمله صنف معاملات ملکی و بسازبفروش‌ها حضور دارند. چرا؟ چون شورایاری‌ها محلی برای بده بستان از شهرداری است و هیچ‌گاه این نهاد با این سطح اختیار نمی‌تواند محلی برای رسیدگی به وضعیت محله باشد.

 به منظور تغییر این روند و قرار گرفتن نهاد شورایاری در موقعیت و وضعیت بهتر همچنین تبدیل آن به نهادی محلی، برای رفع مشکلات محلات چه بایدکرد؟
 اقدامی که در این زمینه باید صورت گیرد این است که برای تشکیل نهاد شورای محلات، باید قانون‌گذاری کرد. سطح این قانون‌گذاری نیز مانند انتخابات شورای شهر باشد. وزارت کشور حق دارد که زیر بار برگزاری انتخابات شورایاری‌ها نرود زیرا بودجه‌ای برای برگزاری این انتخابات مصوب نشده است. قانونی برای برگزاری انتخابات شورایاری وجود ندارد. درنتیجه باید به این سمت حرکت کرد که شورای شهر به منظور برگزاری انتخابات شورای محلات قانون تصویب کند. دارندگان حق رأی، افرادی که می‌توانند انتخاب شوند، باید بر طبق قانون مشخص گردند، حضور در محلات باید به شرایطی برای نامزدی در انتخابت تعریف شود. در گام بعدی  وظایف شورایاری‌ها مشخص شود. محله روزگاری تعریف داشت مانند محله نازی‌آباد و یا جوادیه، امروز ساختار این محلات از بین رفته است و محلات چندپاره شده‌اند. چون اتوبان‌ها و پل‌ها را از وسط محلات عبور دادیم. درنتیجه دیگر نمی‌توانیم خط‌کشی برای محله نازی‌آباد ایجاد کرد. مفهوم محله باید از نو تعریف شود.

 بر چه اساس باید محله را با در نظر گرفتن شرایط کنونی تعریف کرد؟
 این تعریف باید بر اساس خدماتی باشد که به مردم ارائه می‌شود. دیگر نمی‌توان تعریف جغرافیایی از محله داشت.  دیگر  نمی توان گفت نازی‌آباد محله من است چون امورات من در آن به‌راحتی انجام می‌شود. برای اینکه در محله مکان‌هایی وجود داشت که به آن‌ها مراجعه می‌شود تا مشکلات افراد حل شوند. درگذشته اگر فردی مشکلاتی ازجمله مسائل مالی و سلامت داشت در محله می‌توانست آن را حل کند. درقدیم محلات با در نظر گرفتن وابستگی و پیوستگی تعرفه می‌شد. امروز دیگر آن جغرافیا وجود ندارد اما آن خدمات هنوز وجود دارد زیرا نیازهای انسان تغییر نکرده است. در نتیجه باید بازسازی محله از طریق خدمتی که محلات می‌تواند به اعضای خود بدهند، صورت گیرد.

دو رکن برای مشارکت در انتخابات شورایاری به نظر برخی وجود دارد،یکی سمن‌های محلی مانند همیاران رشد نازی‌آباد و دیگری  معتمدین محلات هستند که باید به آن‌ها اعتماد کرد و از آن‌ها برای شرکت در انتخابات شورایاری‌ها دعوت نمود. این رویه را برای بستن لیست‌های انتخابات شورایاری چگونه ارزیابی می‌کنید؟
 داستان معتمدین می‌تواند بحثی انحرافی باشد. کسی نباید برای شهروندان محلات معتمد تعیین کند. برای نمونه یک شهروند قصد مسافرت دارد باید کلید خانه خود را به فردی معتمد بسپارد تا گلدان‌هایش را آب دهد. پس معتمد محلات نباید از بالا تعیین شود. این مورد بر عهده سمن ها و احزاب است که فهرستی را در محلات تعیین کنند که اعتماد آفرینی باشد و از همه اعم از، زن و مرد؛ بچه‌های محل تا فرد مسن 60 تا 70 ساله در لیست‌ها  دعوت کنند که تمام نیازهای محلات در لیست ها بازتاب پیدا کند. انتخابات شوراها، انتخابات سیاسی نیست. این انتخابات، کاملا مدنی است. ورزش محلات و شهرها متخصص ورزش می‌خواهد. شهر و محلات کنسرت و شادی می‌خواهند. این مورد به شعور گروه‌های سیاسی بستگی دارد تا لیستی را انتخابات شورایاری ها جمع‌آوری کنند که از همه گروه ها در آن وجود داشته باشند. قرار نیست جوانان در شورایاری‌ها قرار گیرند و پیرمردها حذف شود و یا بالعکس، هیچ‌ چیز در انتخابات شورایاری‌ها نباید جای انتخابات را بگیرد. انتخابات را باید در محلات فهیمانه برگزار کرد. گروه‌های اجتماعی باید وارد انتخابات شوند. سیاست ‌بازی تنها قدرت نیست. سیاست هنر هم‌زیستی است.

اما در دل محلات گروه‌های مختلفی وجود دارد که صراحتا اعلام می‌کنند که ورود به انتخابات شورایاری‌ها حیطه احزاب نیست و ما به ‌عنوان روحانیون محل و یا نمایندگان اصناف و نهادهای محلی باید در انتخابات شورایاری‌ها شرکت کنیم. این حق برخوداری از انتخاب شدن را برای طیفی خواص چگونه ارزیابی می کنید؟
 افرادی که سمت خاصی دارند مثلا تحصیلات دانشگاهی و یا حوزوی دارند و یا اینکه مؤلف و یا پزشک هستند، نمی‌توانند خود را همه‌کاره محلات حساب کنند. هر مرجعی در محلات از روحانی تا پزشک باید نشان دهند که مورد تائید مردم است و می تواند از علوم حوزوی و دانشگاه خود به نفع مردم استفاده کند. این بحث‌ها صدها سال است در دنیا مطرح است. افراد باید مطلوبیت خود را برای مردم به اثبات برسانند.  البته افرادی باید در محلات فعال باشند تا معنویت را برای مردم در محلات زنده نگاه‌ دارند. اتفاقا در محله باید به تمام ابعاد و نیازمندی های توجه داشت. انتخابات محلات نباید به‌گونه‌ای باشد که گروه سیاسی خاصی قدرت بگیرند. فرض کنید در شورای محله ای 50 درصد نعمتی و 50 درصد حیدری هستند. باید هم این‌گونه باشد چون کل محله باید تحت پوشش باشد. قرار نیست خط سیاسی در این انتخابات اعمال شود. قرار است به محلات رسیدگی شود به رفاه افراد توجه گردد. شورای محلات باید بتواند عصای دست پیران محلات باشد و کودکان بازمانده از تحصیل را به رفتن به مدرسه تشویق کند. اگر به این موارد توجه نشود میلیارد ها تومان  هم برای حل مشکلات در سطح ملی خروج کنیم، مشکلات کم نخواهد شد. یک تومان در محله توسط محله خرج شود، به میزان 100 هزارتومانی است که دولت در سطح ملی خرج می‌کند.

در زمان تأسیس شوراها با وجود اینکه شوراها در قانون اساسی هم آمده است، مخالفت جدی با تأسیس آن شد اما با تأکید رئیس دولت اصلاحات این نهاد ایجاد گشت. اساسا چرا اکنون با موضوع محلی شدن انتخابات یا همان تأسیس شورای محلات مخالفت می‌شود؟
 فرهنگ سیاسی ما همچنان در این سطح مانده که دولت همه را رقیب خود می‌داند. حتی دولت‌ها مردمی را که به آن‌ها رأی داده‌اند را هم رقیب خود تلقی می‌کنند. دولت خود را تنها عقل مطلق می‌داند. گویا دژی را تسخیر کرده و همه قصد دارند این دژ را از وی بگیرند. این تصور باطل است. دولت اگر هم دژ دارد به خاطر مردم است. این مورد باید در فرهنگ ما تغییر کند. ما به این جامعه مدنی اعتماد نداریم اما این جامعه مدنی مانند کودکی است که باید گام ‌به ‌گام یاد گیرد که چگونه عمل کند.
منع: ماهنامه شورایاران
 
کد مطلب : ۳۶۳۶